در شعله ی آتش خبری نیست به جز سوز (214)
ای بی خبر ساده دل ای قلب بدآموز
بازیچه ی هر انجمن و شمع شب افروز
پروانه شدی غرّه به رقصیدن با شمع
در شعله ی آتش خبری نیست به جز سوز
از شور شب عشق نزن طعنه به فردا
باید که ببینی پر پر سوخته را روز
برخیز و برو آتش خودسوز رها کن
گیرم که گذشت از کف تو فرصت امروز
پرواز کن از شمع به خورشید که آنجا
شد هر که پر پرزدنش سوخته، پیروز
علی نیاکوئی لنگرودی
۱۳۹۵/۰۷/۰۲
تهران
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر ۱۳۹۵ ساعت 7:27 توسط علی نیاکوئی لنگرودی
|

