تک بیت ها سری اول
این ابیات در سال های گذشته سروده شده و هیچ گاه تبدیل به غزل نشد
بس که غزل نوشتم از شوق وصال روی تو
تا برسد به چشم تو حرف به حرف می دود
***
خواب دیدم دام می بافی که صید دل کنی
از همان شب برده ام از خاطرم پرواز را
***
ای کاش که امشب نرسد چله به پایان
آغوش تو یلداست بمان و بغلم کن
***
میان عاشق و معشوق پلی ست به عمق جنون
هزار عاشق مدعی و دریغ ز خون دلی
***
ترس دارم چون رقیبانم خدا عاشق شود
بس که اسمت را میان هر نماز آورده ام
***
موعد شرعی ندارد شهر ما در صبح و ظهر و عصر و شام
بر زبان خلق تا با دیدنت الله اکبر جاری است
***
مرا به طعنه نوشتی که پر زدن بلدی؟
اسیر بند تو را که حاجت پریدن نیست
***
زیر یک هجمه ی اندوه ترک خورده تنم
پس زده خاطره ها را به گمانم بدنم
***
می دهم حق به تو روی از رخ من برداری
سیب دندان زده ام روی زمین افتاده
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 23:19 توسط علی نیاکوئی لنگرودی
|

