خدای اهل تغزّل امام شعر و شعوری (۲۰۷)
بیا که رعیتت آمد به اتفاق سپاهی
و بیرقی زده از نو فقط به نیّت شاهی
به اتفاق سپاهی پر از شکوه تغزّل
که چکّه چکّه چکیده در آرزوی نگاهی
تویی تمام شعور "مَفاعِلُن فَعَلاتَم..."
به پرده پرده ی شعرم تو آیه های الهی
خدای اهل تغزّل امام شعر و شعوری
زَبور عهد عتیقی مسیح ذرّه پناهی
تویی که قُرب مدامی به خواب و خاطره هایم
شدی غریب نگاهم شدم به غربت آهی
نمانده در دلم از تو فروغ نور امیدی
به غیر موی سپیدی به غیر روی سیاهی
شبی که چلّه نشستم در انتظار و ندیدم
شبیه نور تو نوری شبیه ماه تو ماهی
نفس نفس به امید تو عاشقانه نشستم
هزار یک شب دیگر در انتظار پگاهی
#علی_نیاکوئی_لنگرودی
۱۳۹۵/۰۲/۱۱
https://telegram.me/Ali_niakooee_langroodi

