هزاران آرزو گم شد که حالا مستجابی هست (200)
در اینجا خالی ام از من، فقط نقش سرابی هست
خیال زنده بودن ها فقط کابوس خوابی هست
چه می فهمد که زندانی شده در زندگی وقتی
دل یک ماهی کوچک دچار تُنگ آبی هست
به جرم حدّ سرمستی اگر چه تاک ها پی شد
به باغ تاک بن کنده هنوز عطر شرابی هست
تمام قاصدک ها را به دست بادها دادیم
هزاران آرزو گم شد که حالا مستجابی هست
نترس از ابر دلگیری که در پاییز می بینی
پس این تیرگی ها هم فروغ آفتابی هست
گریزی نیست از باغی که از گل بی ثمر مانده
چه گل هایی که پرپر شد ولی جایش گلابی هست
#علی_نیاکوئی_لنگرودی
۱۳۹۴/۱۲/۱۰
https://telegram.me/Ali_niakooee_langroodi
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 21:41 توسط علی نیاکوئی لنگرودی
|

