تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش..
آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست
بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست
تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش
در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست
خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش
با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست
من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس
درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست
آشفته ی چشمش شده ام داده ام از دست
آرام و قرارم به خدا تا شررش هست
او شاعره ی پنجه توانای هنرمند
رنجاندن این شاعر عاشق هنرش هست
علی نیاکوئی لنگرودی
۱۳۹۴/۰۶/۲۹
تهران
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر ۱۳۹۴ ساعت 21:44 توسط علی نیاکوئی لنگرودی
|

